می دونی اینو که یاس از تو داره نقصی
گذشته هام مثل تومار مغزی
دور و بر من و مثل دیوار فرضی
می گیرن و می شم مثل یه بیمار مغزی
نمی دونم که کی داره تقصیر
حوسله ندارم بکنم اینارو تفسیر
وقتی که اشک چکیده یکی یکی حرفی که تو قلبت بگو به کی بگی
داستان منو
نمی دونی تو زیر آسمان کبود
حالا اون آدم رازدار و صبور
واسه ی خونواده پاسداره هنوز
گذشته ی منه مثل کتاب داستان
به دنبال یه روزی که بتابه آفتاب
یه حس می گه به اون روز نزدیکم نزدیک نزدیک تر
هر وقت دلم می گیره از همه قلم تو دستمه و می نویسم از این که سر سخت باید پای دردا وایسم تا برسم به فرداهای روشن
قلبم می گه میکروفون و بردار و تو بخون حالا از همه ی دردا تا مرحم باشه واسه دل شکستم و تا نمونی پای گله و حسرت
وقتشه که بخونم و وقت ندم
بگم از روزایی که زیر برف یخ زدم
مقصدم که به سمت کسب درآمد
و حالا دیگه ازم رفته تراوت
تو پول در می آری و بعد سر کار
می بینی جیب شده هم وزن پر کاه
فقط خودتی و دور و بر مشکل
اون وقت کیه که بخواد بکنه تو رو تر و خشکت
آره این روزا اوضاع آرومه مشتی
فردا از سختی ها تو بارون اشکی
روزی می رسه که بابا مامان پیرن
یا مثل پدر من از این دنیا میرن
حالا هفت ساله که خالیه پشتم
و خدا بوده باعث و بانی پشتم
خیلی سخته ولی میدونم اینو میتونم
هر وقت دلم می گیره از همه قلم تو دستمه و می نویسم از این که سر سخت باید پای دردا وایسم تا برسم به فرداهای روشن
قلبم می گه میکروفون و بردار و تو بخون حالا از همه ی دردا تا مرحم باشه واسه دل شکستم و تا نمونی پای گله و حسرت
وقتشه به تو بگم
تو بدونی پس
یه حرفی می خونم از درون قلب
تو سختی ها چگونه من
با یه کوه غم
رو قلبی که دیگه شکسته جولو برم
خسته و اسیر درد تو مسیر بعد
و وقتی که کسی نبود رفیق من
و سختیه چیزی که شد نصیب من پس دیگه از این به بعد بزا به تو بگم
عزم و خزم می کنم مثل سرباز
اینو بدون نیستم یه قصه پرداز
و پرواز می کنم به سمت هدف
پس باخت کسی که به حمله نرفت
تا حالا سرنوشت بوده یه داور بد
ولی دلیل نمیشه برسم آخر خط
حالا خیلی مونده ولی تخته گاز
جولو میرم حال با فکر و مغز باز
هر وقت دلم می گیره از همه قلم تو دستمه و می نویسم از این که سر سخت باید پای دردا وایسم تا برسم به فرداهای روشن
قلبم می گه میکروفون و بردار و تو بخون حالا از همه ی دردا تا مرحم باشه واسه دل شکستم و تا نمونی پای گله و حسرت
یاس